تبليغاتX
به تماشای آبهای سپید
مدتی است که هرشب بخشی از مقالات پرونده "وحی و قرآن" رو در سایت دکتر سروش می خونم. هر چند امیدوارم در آینده بتونم به یک جمع بندی از این موضوع برسم، چند نکته اجمالی که به ذهنم رسید رو در اینجا می آرم.

۱. اینبار از نوع برخورد دکتر سروش با منتقدان خوشم اومد. با توجه به تجربه های گذشته به این برداشت رسیده بودم که دکتر سروش لحن مناسبی رو در مورد منتقدینش بکار نمی بره. این دفعه در پاسخی که به آیت الله سبحانی داده بود به نظرم از این جهت مشکلی وجود نداشت. امیدوارم این همیشه ادامه داشته باشه.

۲. در میان مصاحبه هایی که در نقد نظریات دکتر سروش در سایت اومده بود، از شیوه برخورد روحانیان جوانی که نظراتشون اومده بود خیلی لذت بردم. تقویت این نوع تساهل و تسامح در میان روحانیان خیلی به نفع آینده اندیشه دینی ماست. تساهلی که نبودش لزومن با یک لباس گره نخورده. درسی که می شه از نوع برخورد آقایان خرمشاهی و مجیدی گرفت. 

۳. به نظر من برای فهم رویکرد دکتر سروش به وحی و قرآن باید به خداشناسی دکتر سروش توجه کرد. در واقع پیش فرض هایی که دکتر سروش در مورد شناخت خدا داره اون رو به این سمت می بره که به چنین تصویری از وحی و قرآن برسه. از این جهت به نظر می رسه که هیچ کدام از دو طرف نتونن همدیگر رو قانع کنن. شاید از این جهت که با توجه به موضوع مباحثه امکان رسیدن به اینکه کدام تصویر و تبیین ارائه شده درسته وجود نداشته باشه. در این میان سوالی که می شه به نظر من در مورد نظریه دکتر سروش کرد اینه که آیا محتوا و ادبیات قرآن رو می شه با همون رویکردی که خود دکتر داره کاملن تبیین کرد. به عنوان مثال دکتر سروش در پاسخ به این نقد که در بسیاری از آیات قرآن از کلمه "قل" استفاده شده پس این نشون می ده که خداوند مستقیمن با پیامبر در حال گفتگو بوده به آثاری از حافظ و مولوی اشاره می کنه که در اونها از همین سبک استفاده شده و شاعر گاهی اوقات خودش رو خطاب قرار داده. آیا می شه کل قرآن رو با این رویکرد تحلیل کرد؟

۴. برخی اعتقاد دارن برای حل تعارض هایی که بین دین و دنیای جدید وجود داره، لزومی نداره که از تبیین سنتی از وحی گذر کنیم. این حرف می تونه درست باشه. اما نمی شه اون رو در مقابل دکتر سروش مطرح کرد و سدی در مقابل اندیشه ورزی اون قرار داد. به هرحال دکتر سروش به یک چارچوبی برای فهم دین رسیده که سعی می کنه براساس اون همه مفاهیم دینی رو بازتعریف کنه. اینکه این چارچوب فکری قادره به همه ابهامات پاسخ بده چیزی است که باید منتظرش بود و دید مباحثات بین دکتر سروش و منتقدانش به کجا خواهد انجامید.

 ------------------

راستی کسی اطلاعات بیشتری در مورد این نظر ابن عربی داره: "ابن عربی هم می گوید ابراهیم تعبیر رویا نمی دانست و لذا اسماعیل را به خطا به قربانگاه برد."

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1387ساعت 7 قبل از ظهر توسط مهدی |

۱.   گسترش مسلمانان در کشورهای غربی و تحلیل هایی که در مورد آینده اروپا بواسطه این تغییر جمعیتی می تونه صورت بگیره، به مفهوم "شریعت" برجستگی ویژه ای داده. در این میان آنچه باعث تاسفه مهجورماندن تجربه ایران در این مورده.  من نمی دونم تا چه اندازه تفاوت مذهبی امکان تبادل تجربه رو در این مورد فراهم می کنه اما به هر حال تجربه "جمهوری اسلامی" در ایران در مورد قوانین اسلامی و  شکل گیری نگرش های اصلاح طلبانه در این مورد براساس این تجربه می تونه درس هایی رو برای بقیه مسلمانان داشته باشه. ایران می تونست "صادرکننده" یه سری چیزا به دنیا باشه؛ اما همه چیز در سایه یک سیستم بسته قرار گرفته. ایران و ارتباطش با دنیای بیرون موضوع مهمی برای بررسیه.

۲. تصویری که از حزب الله لبنان در رسانه های غربی ارائه می شه و در اون ارتباط ایران و حزب الله لبنان برجسته می شه مانعی برای قضاوت منطقی در مورد شرایط لبنان برای بیننده غربی ایجاد می کنه. فارغ از اینکه سیاست های حزب الله لبنان تا چه اندازه درست و منطقیه، تحلیل در مورد کاون باید براساس فضای داخلی این کشور صورت بگیره. البته بدون شک پارامترهای بین المللی هم تاثیرگذاره. اما با توجه به تصویر منفی که در حال حاضر از ایران وجود داره عملن برجسته کردن پارامتری مانند ایران ، اون هم صرفن با تاکید بر اینکه حزب الله، گروه نظامی است که از طرف ایران حمایت می شه، مخدوش کننده رسیدن به یک تصویر درست از واقعیت سیاسی لبنانه. 

۳. به نظر شما اگر یکی از من بپرسه که ایران آیا به دنبال سلاح هسته ای است یا نه، یا بپرسه آیا ایران به شورش ها در عراق کمک می کنه، من چه جوابی باید بدم؟

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1387ساعت 7 قبل از ظهر توسط مهدی |

۱- خبر افتتاح اولین پارک زنان رو خوندم. در همون گزارش روزنامه اعتماد مشخص بود که نظرات مختلفی نسبت به اینگونه جداسازی ها در میان خانم ها وجود داره. بد نیست در اینجا اشاره ای کنم به صحبت های یک خانم مسلمان که هفته گذشته در یک کنفرانس شنیدم. این خانم Zarqa Nawaz (ببخشید نتونستم بفهم املای اسمش به عربی چی جوریه!) نام داشت.  یک تهیه کننده و نویسنده تلویزیونی که یک سریال رو با با نام "مسجد کوچک در پرایری" برای تلویزیون کانادا ساخته.  او در صحبت هاش به ماجرای جالبی در مورد مسجد شهرشون در یکی از ایالت های کانادا اشاره کرد. در یک مقطعی به  دستور یکی از کسانی که به عنوان امام از عربستان به این مسجد فرستاده شده بوده، مکان نماز زنان از مردان بوسیله یک پرده جدا می شه. شرایطی که در کشور خودمون هست. تا قبل از اون زنان در پشت سر مردان در یک مکان نماز می خوندن. به هر حال این خانم در اون زمان اعتراض هایی رو به این تصمیم می کنه و بقیه ماجرا. یک فیلم مستند با نام "من و مسجد" توسط این خانم ساخته شده که در اون سعی کرده به بررسی ریشه های این تفسیرهای "مردانه" از دین بپردازه.

۲- در پیگیری اتفاقاتی که در لبنان داره می افته بررسی نقش و جایگاه ارتش این کشور در میانه این منازعات و درگیرهای سیاسی و نظامی می تونه جالب باشه. 
پس از اینکه دولت سینیوره حکم به برکناری فرمانده امنیتی فرودگاه و همچنین برچیده شدن سیستم های مخابراتی حزب الله می ده، ارتش فرمانده امنیتی رو در جایگاه خودش ابقا می کنه و در مورد برچیده شدن سیستم های مخابراتی هرچند در ابتدا اعلام می کنه که خودش با حزب الله تبه وافق می رسه اما نهایتا حذف این مصوبه رو به تصمیم دولت منوط می کنه. در درگیری هایی هم که میان گروه های طرفدار دولت و مخالف دولت روی می ده عملا ارتش به عنوان یک میانجی وارد عمل می شه تا کنترل اوضاع رو در اختیار بگیره و مانع گسترش درگیری ها بشه.
من شناخت خاصی از شرایط سیاسی و امنیتی لبنان ندارم ولی به نظر می رسه ساختار ارتش و نوع ارتباطش با دولت جالب و ویژه باشه. شایدم ویژگی خاصی این ارتش نداشته باشه و چون ما در کشور خودمون یک شرایط خاصی رو تجربه می کنیم نوع رفتار ارتش لبنان ،در کشوری که ظرفیت زیادی برای جنگ داخلی داره، کمی به نظر من خاص می رسه.

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1387ساعت 8 قبل از ظهر توسط مهدی |

وقتی آدم با تفسیرها، برداشت و تحلیل های مختلف از سخنان پیامبر اسلام در همون سال های ابتدایی پس از رحلت ایشون که به شکل گیری جریان های مختلفی در درون اسلام انجامیده، مواجه می شه، گاهی به این سوال می رسه که آخه چی جوری می شه که مسلمانانی که در اون زمان بودن و خودشون شاهدی بر بسیاری از ماجراها، به چنین برداشت های مختلف و متناقضی از پیامبر می رسن. به نظر من همین اتفاقاتی که در روزهای اخیر پس از سخنان آقای خاتمی در مورد نظر امام خمینی در مورد صدور انقلاب روی داد یا مدتی قبل پس از سخنان آیت الله صانعی، گواهی است بر چگونگی شکل گیری تفسیرها و جریان های مختلف سیاسی بر مبنای دیدگاه های یک فرد واحد. من کاری به اینکه کدوم تفسیر درسته ندارم. نفس شکل گیری این تفسیرها مهمه. ممکنه تفسیر برخی اصلاح طلبان از دیدگاه امام خمینی در مورد جمهوری یا صدور انقلاب یا موضوعات مناقشه برانگیز دیگر با دیدگاه اون مغایر باشه ولی به هر حال این تفسیرها توسط عده ای طرح شده و تا سال های آینده به عنوان بخشی از هویت سیاسی یک سری از جریان های سیاسی کشورمون به حیاتش ادامه خواهد داد. این واقعیتی غیر قابل اجتناب در سیستم بشری است که تعدد و تکثر اندیشه ها و جریان ها را به دنبال می آره.  

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1387ساعت 7 بعد از ظهر توسط مهدی |