تبليغاتX
به تماشای آبهای سپید - یادداشت های غیرآخرهفته!
سلام به همه،

1. داشتم توی اینترنت در مورد یک موضوعی جستجو می کردم که برخوردم به یک مصاحبه با دکتر آقاجری که در سال 1384 انجام شده. موضوع گفتگو در مورد رابطه دین، سیاست و حکومته. مصاحبه بدی نیست. اگر حوصله ندارید همه اش رو گوش بدین پیشنهاد می کنم حداقل بخش آخرش رو از دست ندید که بیشتر سیاسیه تا تئوریک. اما یک نکته هم که به نظر خودم می رسه در مورد مباحث طرح شده توسط دکتر آقاجری بگم.
آقاجری می گه که برخی از فعالان سیاسی اعتقاد دارند که برای دموکراتیک شدن حکومت، بجای شرایط فعلی که برای ولی فقیه در قانون اساسی پیش بینی شده، اولا باید ولی فقیه انتخابی بشه اون هم بصورت مستقیم از طرف مردم؛ ثانیا انتخاب هر ولی فقیه برای یک دوره زمانی مشخص و محدود انجام بگیره.
اما دیدگاهی که خود آقاجری بهش اعتقاد داره اینه که باید حکومت کاملا بی طرف باشه و احزاب مختلف دینی و غیردینی باید بتونند براساس سهمی که از قدرت می گیرن بر خروجی دولت تاثیرگذار باشند.
آنچه که من می خوام بهش اشاره کنم این است که اگر خدای نکرده! یک اتفاقی افتاد و این امکان فراهم شد که بشه یک سری تغییراتی رو در سیستم حکومتی خودمون ایجاد کنیم به نظر من باید حتما با توجه به تاثیرگذاری که روحانیون می تونن بر جامعه بگذارن مکانیزمی طراحی بشه که امکان کانالیزه شدن دغدغه های اونها به سیاستمداران وجود داشته باشه. نمی دونم شاید من دارم قضیه رو یک خورده پیچیده می کنم ولی فکر می کنم اگر به این موضوع توجه نشه ممکنه به شکاف بین حکومت و جامعه دامن زده بشه.
متکثربودن نهاد روحانیت و مرجعیت در ایران در عین اینکه می تونه مطلوب بنظر برسه از این نظر که به هر حال سیاستمداران رو با طرف مشخصی مواجه نمی کنه ممکنه مشکل ساز بشه. وقتی سیستم بر پایه ولی فقیه ریخته می شه این انتظار می ره که اون ولی فقیه دغدغه های نهاد روحانیت رو نمایندگی کنه. البته ایده آل این است که رابطه ولی فقیه با دولت یا حکومت جوری تعریف بشه که امکان فعالیت احزاب غیرمسلمان هم وجود داشته باشه. آیا امکان پذیره؟
فرض کنیم مدل دومی که مدنظر دکتر آقاجری هست بخواد پیاده بشه. در این شرایط طبیعتا هر کدوم از احزابی که توسط مسلمانان اداره می شن براساس دیدگاه هایی که نمایندگی می کنن به مراجع و روحانیون متفاوتی نزدیک هستن و عملا نوعی تعامل بین اونها و مرجعیت وجود داره. آیا این می تونه مشکلات رو حل کنه؟ آنچه گفتم بیشتر طرح موضوع بود باید بیشتر بهش فکر کرد.

 

۲. یک پیشنهاد دیگه برای گوش دادن. یک سخنرانی از دکتر سروشه که امسال در پاریس انجام شده در مورد سکولاریسم ستیزه گر. سخنرانی بسیار جالبیه. بحث دکتر سروش اینه است که زمانی که سیستم حکومتی در اروپا برپایه سکولاریزم ریخته شد یعنی سیاست های حکومت تنها متوجه همین دنیا شد و دغدغه جهان دیگر (آخرت) و دنیای ماوراطبیعت (اینکه ما برای اداره این دنیا به یک سری منابعی نیاز داریم که از طریق علم تجربی بدست نمی آید) نوعی مدارا نسبت به ادیان هم در آن گنجانده شده. در اون مقطع چون مسیحیت ضعیف شده بود عملا این مدارا و تحمل براحتی قابل پذیرش بود. اما الان به سمتی داریم می ریم که ادیان بخصوص اسلام دارن قدرت پیدا می کنند و همین موضوع حکومت های سکولار و غیردینداران رو نسبت به میزان مدارایی که باید روا داشته بشه دچار تردید کرده. البته بحث دکتر سروش بیشتر معطوف به رفتار دولت های اروپایی است.

در حال حاضر در همین کانادا یک اتفاقی افتاده که خیلی بی ارتباط با موضوع بالا نیست. کنگره اسلامی کانادا یک شکایت حقوق بشری رو بر علیه یکی از مقالات مجله Maclean's طرح کرده و این مجله رو متهم کرده به Islamophobia (این اصطلاح در مورد حمله به اسلام و برعلیه اون نوشتن بکار می ره). مقاله در سال ۲۰۰۶ نوشته شده با نام The future belongs to Islam. بحث اصلی این مقاله اینه که با با توجه به نرخ رشد جمعیت در میان مسلمانان و بقیه ساکنان اروپا در آینده جمعیت جوان مسلمانی که در اروپا زندگی می کنن می تونن اروپا رو به سمت یک حکومت هایی ببرند که خب ممکنه دغدغه های دینی هم داشته باشه. بهرحال جمعه هم در دانشگاه یک میزگرد توسط مسلمانان قراره برگزار بشه در مورد این موضوع. در آینده بیشتر در این مورد خواهم نوشت.

۳. God Delusion اسم کتاب معروفی است که در سال 2006 توسط یک محقق بریتانیایی نوشته شده. کتاب در نقد باور به خداست. چند روز پیش یک تبلیغ چند ثانیه ای در مورد این کتاب از شبکه CNN پخش شد. چند تا عبارت بود که پشت سر هم خونده شد. دقیقش یادم نیست. ولی اینجوری شروع شد که NO belief in God و اینجوری هم تموم شد که NO suicide bombing (یعنی عملیات انتحاری). البته چند وقت پیش یک برنامه مستندی از شبکه CNN پخش می شد که فکر کنم دنباله دار هم باشه با نام God's Warriors. گزارشکر برنامه کریستین امانپور بود. یک مصاحبه ای با آیت الله صانعی داشت در مورد عملیات انتحاری. بهرحال این بحث خشونت و دین از اون موضوعاتی که همیشه بواسطه یک اتفاقی زنده می شه. حدود یک ماه پیش یک پدر پاکستانی توی کانادا دخترش رو می کشه بخاطر اینکه حجاب رو رعایت نمی کرده و شبا به پارتی می رفته. بعدش نقدهایی از طرف مسلمانان به رسانه های کانادایی بخاطر چگونگی طرح این موضوع و ارتباط دادنش به دین مطرح شد.

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم دی 1386ساعت 7 بعد از ظهر توسط مهدی |