تبليغاتX
به تماشای آبهای سپید - اوباما و اسرائیل
 

"Our job is to rebuild the road to real peace and lasting security throughout the region. That effort begins with a clear and strong commitment to the security of Israel: Our strongest ally in the region and its only established democracy. That will always be my starting point."

برای افرادی مثل من که بدنبال این هستن که بدونن شعار "change" باراک اوباما، کاندیدای ریاست جمهوری آمریکا، چه تاثیری بر سیاست خارجی این کشور، مخصوصا در منطقه خاورمیانه، خواهد داشت، خوندن سخنرانی او در مارچ سال گذشته در American Israel Public Affairs Committee (AIPAC) تا حد زیادی ناامیدوارکننده بنظر می رسه. هر چند در این سخنرانی، از گفتمان جنگ محور جورج بوش خبری نیست، اما این تنها دلیلی نمی تونه باشه که یک نگاه خوشبینانه را نسبت به آینده سیاست خارجی آمریکا در خاورمیانه ایجاد کنه. با این وجود به نظر می رسه تنها با درنظرگرفتن اون سخنرانی نشه به یک قضاوت صحیح در مورد نگرش اوباما نسبت به خاورمیانه و بطور خاص منازعه فلسطین و اسرائیل دست یافت.

 "آیا اوباما به اندازه دیگر کاندیداها نسبت به اسرائیل دوستی و وفاداری دارد؟" سوالی که نویسنده روزنامه هاآرتص چاپ اسرائیل طرح می کنه، نشون می ده که قضاوت در مورد نسبت اوباما و اسرائیل برخلاف دیگر کاندیداها با هاله ای از ابهام و تردید همراهه. این بی اعتمادی نسبت به اوباما در "فاکتور اسرائیل" به خوبی خودش رو نشون می ده. فاکتور اسرائیل که توسط پنلی از کارشناسان اسرائیلی به کاندیداهای ریاست جمهوری نسبت داده شده، نشان دهنده اینه که تا چه اندازه حضور هر کدام از این افراد در جایگاه ریاست جمهوری آمریکا می تونه به نفع یا به ضرر اسرائیل باشه. در میان سه نامزد باقیمانده، جان مک کین ۷.۷۵ (از ۱۰) ،هیلاری کلینتون ۷.۵ و باراک اوباما ۵.۱۲ رو کسب کرده اند.

اما مشکل اوباما از دید اعضای این پنل چیست؟ با توجه به جدول زیر، مهم ترین دلایل نمره پایین اوباما به "نداشتن تجربه کافی در مورد مسائل خاورمیانه" و "نداشتن سابقه کافی برای قضاوت کردن در مورد میزان دوستی اش با اسرائیل" برمی گرده ( به عنوان مثال حضور کوتاه مدت او در سنای آمریکا این امکان رو نمی ده که براساس رای او به قوانینی که به دو کشور مربوط می شده، بتوان در موردش قضاوت کرد).  همچنین موضع او در مورد ایران نیز باعث نگرانی اعضای پنل شده. نکته جالب اینجاست که در میان نقل قول های ذکرشده از اوباما در مورد اسرائیل در سایت مربوط به رده بندی کاندیداها، هیچ نشانی از نوعی طرفداری یا جانبداری نسبت به فلسطینیان دیده نمی شه. در حالیکه در مورد جان کری، نامزد دموکرات ها در دور قبلی انتخابات ریاست جمهوری که رقیب جورج بوش بود، و یکی از پایین ترین نمرات را در این رده بندی داره، جملاتی نقل شده که در آنها تعبیر "فلسطینی های بی گناه" بکار رفته و همچنین از ساخت دیوار حائل انتقاد شده است.

dsdsd

 بگذارید به پاسخی برای این سوال فکر کنیم که ما از اوباما به عنوان کاندیدایی که از تغییر سخن می گه چه انتظاری می تونیم در مورد منازعه فلسطین و اسرائیل داشته باشیم؟ به نظر می رسه با توجه به واقعیت سیاست داخلی و خارجی آمریکا و قدرت لابی اسرائیل در این کشور (برای آشنایی با لابی اسرائیل در آمریکا رچوع شود به مطلب ترجمه شده توسط مهندس میثمی در نشریه چشم انداز ایران)  و نیز نیاز دموکرات ها به کمک های مالی یهودی ها، تحقق این انتظار که یک نامزد ریاست جمهوری آمریکا که برای پیروزی تلاش می کنه از "اتحاد آمریکا با اسرائیل" و "تعهد آمریکا نسبت به برقراری امنیت در اسرائیل" سخن نگه غیرقابل تحققه. البته شاید نفس این احساس تعهد که به تلاش آمریکا برای میانجی گری منتهی می شه خیلی بد هم نباشه. مشکل اونجا ایجاد می شه که این میانجی گری با عدم توجه به دغدغه ها و واقعیت های موجود در طرف فلسطینی همراه بشه. این نکته رو هم نباید از نظر دور داشت که همه روسای جمهور آمریکا باعث رضایت اسرائیلی ها نشدن و اونها رو ناامید هم کردن.

بهرحال همانطور که در فضای سیاسی کشور خودمون، برچسب "ضد اسرائیلی بودن" در یک چارچوب خیلی تنگ و محدود تعریف می شه، به نظر می رسه در فضای سیاسی آمریکا هم کاربرد برچسب "طرفدار اسرائیل" دارای معنای بسیار باریکی باشه. بدین معنی که براحتی هر کسی می تونه در آمریکا متهم به این بشه که موضعی "ضد اسرائیلی" رو اتخاذ کرده. 

 اوباما در جایی از نقش "لابی ها" در آمریکا انتقاد می کنه؛ آیا خودش بخاطر قدرت لابی اسرائیله که حاضر نیست موضعی نسبتا میانه در مورد فلسطین و اسرائیل اتخاذ کنه؟ آیا فضای سیاسی آمریکا اجازه نمی ده که یک کاندیدا ریسک حمایت تلویحی از فلسطینی ها را در هنگام سخن گفتن از سیاست خارجی بپذیره؟ الیته می شه این سوال رو هم مدنظر داشت که موضوع اسرائیل و فلسطین چقدر برای رای دهندگان آمریکایی ارزش داره که یک کاندیدا بخواد بخاطرش هزینه پرداخت کنه و بخشی از حمایت های حزبی رو از دست بده؟ هنگامی که به سخنرانی تحسین برانگیز اوباما در مورد نژادپرستی نگاه می کنیم، این سوال شکل می گیره که چرا فردی که قادره به مسئله نژادپرستی بین دو گروه سفیدپوستان و رنگین پوستان به این شکل نگاه کنه، نمی تونه حامل تحلیلی در مورد فلسطین و اسرائیل باشه که نگرانی ها و دغدغه های فلسطینی ها رو هم در نظر بگیره؟آیا اوباما دیدگاه های واقعی خودش را نسبت به مسئله فلسطین و اسرائیل پنهان می کنه؟ آیا مواضع او در مورد اسرائیلی ها شباهت هایی به موضع او نسبت به مسئله نفتا داره؟ در مورد نفتا هم درز کردن این خبر از طرف دولت کانادا که یکی از مشاوران اوباما به آنها اعلام کرده که موضع اوباما نسبت به این پیمان اقتصادی تنها جنبه ای سیاسی و تبلیغاتی داره تا یک برنامه اقتصادی، باعث تردید در صداقت اوباما در مورد مواضعش شد و شکستش رو با اختلاف نسبتا قابل توجه در اوهایو بدنبال آورد.

تردید در مورد واقعی بودن مواضع فعلی اوباما در مورد اسرائیل به ارتباطات گذشته او برمی گرده. یکی از فعالان ضداسرائیلی Ali Abunimah در مطلبی از مواضع انتقادی او در گذشته نسبت به سیاست خارجی آمریکا در مورد اسرائیل خبر می ده و عکسی از اوباما رو در کنار ادوارد سعید، روشنفکر و زبانشناس معروف آمریکایی که به خاطر نگرش انتقادی اش نسبت به اسرائیل شهرت داشت و در سال ۲۰۰۳ فوت کرد، در سایتش قرار می ده. اشاره به "دوستان ضد اسرائیلی" اوباما یکی از مهم ترین دلایل منتقدان و مخالفانش در اثبات اینه که اون به اندازه کافی دوست اسرائیل نیست. از نظر نیابد دور داشت که سخنرانی که در ابتدای این مقاله به آن اشاره شد آنچنان هم مورد تایید همه هواداران اسرائیل قرار نگرفته (نگاه کنید به اوباما و اسرائیل). هر چند در تحلیل این نوع واکنش ها نسبت به سخنان اوباما، نباید تلاش برای تضعیف او در مقابل دیگر کاندیداها را هم از نظر دور داشت.

در جایی از قول امام جماعت سابق مسجد واشنگتن که محمد العاصی نام داره خوندم که گفته بود اوباما توطئه صهیونیست ها برای سرکوب مسلمانان با جلب حمایت سیاهان آمریکاست. از این تئوری های توطئه محور که بگذریم، براساس مطالب ذکرشده در بالا، هرچند قضاوت کردن در مورد آینده سیاست خارجی آمریکا در صورت انتخاب اوباما به ریاست جمهوری تا حدودی مبهم به نظر می رسه، می شه تاحدی امیدوار بود که نگرش اوباما کمک کنه تا سیاست خارجی آمریکا بر مبنای واقعیت های منطقه خاورمیانه شکل بگیره. البته لزوما این واقعیت ها درست و صحیح نیستند، اما بهرحال وجود دارند و عدم توجه به اونها باعث می شه که شرایط منطقه پیچیده تر بشه. درسته که مواضع فعلی اوباما بیشتر در جهت جلب حمایت لابی اسرائیله، اما بهرحال سابقه اوباما نشون می ده که بواسطه ارتباطاتش، با دغدغه های دیگر جریان های فعال در خاورمیانه ناآشنا نیست.

+ نوشته شده در یکشنبه چهارم فروردین 1387ساعت 10 بعد از ظهر توسط مهدی |