<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>به تماشای آبهای سپید</title>
<link>http://familyguy-ir.blogfa.com/</link>
<description></description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Thu, 15 May 2008 04:27:18 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>اندر ماجرای طوطی و زنبور</title>
<link>http://familyguy-ir.blogfa.com/post-30.aspx</link>
<description>مدتی است که هرشب بخشی از مقالات پرونده &quot;وحی و قرآن&quot; رو در سایت دکتر سروش می خونم. هر چند امیدوارم در آینده بتونم به یک جمع بندی از این موضوع برسم، چند نکته اجمالی که به ذهنم رسید رو در اینجا می آرم. 
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;۱. اینبار از نوع برخورد دکتر سروش با منتقدان خوشم اومد. با توجه به تجربه های گذشته به این برداشت رسیده بودم که دکتر سروش لحن مناسبی رو در مورد منتقدینش بکار نمی بره. این دفعه در پاسخی که به آیت الله سبحانی داده بود به نظرم از این جهت مشکلی وجود نداشت. امیدوارم این همیشه ادامه داشته باشه.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;۲. در میان مصاحبه هایی که در نقد نظریات دکتر سروش در سایت اومده بود، از شیوه برخورد روحانیان جوانی که نظراتشون اومده بود خیلی لذت بردم. تقویت این نوع تساهل و تسامح در میان روحانیان خیلی به نفع آینده اندیشه دینی ماست. تساهلی که نبودش لزومن با یک لباس گره نخورده. درسی که می شه از نوع برخورد آقایان خرمشاهی و مجیدی گرفت. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;۳. به نظر من برای فهم رویکرد دکتر سروش به وحی و قرآن باید به خداشناسی دکتر سروش توجه کرد. در واقع پیش فرض هایی که دکتر سروش در مورد شناخت خدا داره اون رو به این سمت می بره که به چنین تصویری از وحی و قرآن برسه. از این جهت به نظر می رسه که هیچ کدام از دو طرف نتونن همدیگر رو قانع کنن. شاید از این جهت که با توجه به موضوع مباحثه امکان رسیدن به اینکه کدام تصویر و تبیین ارائه شده درسته وجود نداشته باشه. در این میان سوالی که می شه به نظر من در مورد نظریه دکتر سروش کرد اینه که آیا محتوا و ادبیات قرآن رو می شه با همون رویکردی که خود دکتر داره کاملن تبیین کرد. به عنوان مثال دکتر سروش در پاسخ به این نقد که در بسیاری از آیات قرآن از کلمه &quot;قل&quot; استفاده شده پس این نشون می ده که خداوند مستقیمن با پیامبر در حال گفتگو بوده به آثاری از حافظ و مولوی اشاره می کنه که در اونها از همین سبک استفاده شده و شاعر گاهی اوقات خودش رو خطاب قرار داده. آیا می شه کل قرآن رو با این رویکرد تحلیل کرد؟&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;۴. برخی اعتقاد دارن برای حل تعارض هایی که بین دین و دنیای جدید وجود داره، لزومی نداره که از تبیین سنتی از وحی گذر کنیم. این حرف می تونه درست باشه. اما نمی شه اون رو در مقابل دکتر سروش مطرح کرد و سدی در مقابل اندیشه ورزی اون قرار داد. به هرحال دکتر سروش به یک چارچوبی برای فهم دین رسیده که سعی می کنه براساس اون همه مفاهیم دینی رو بازتعریف کنه. اینکه این چارچوب فکری قادره به همه ابهامات پاسخ بده چیزی است که باید منتظرش بود و دید مباحثات بین دکتر سروش و منتقدانش به کجا خواهد انجامید.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; ------------------&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;راستی کسی اطلاعات بیشتری در مورد این نظر ابن عربی داره: &quot;ابن عربی هم می گوید ابراهیم تعبیر رویا نمی دانست و لذا اسماعیل را به خطا به قربانگاه برد.&quot;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 15 May 2008 04:27:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=familyguy-ir&amp;postid=30</comments>
<dc:creator>familyguy-ir</dc:creator>
<guid>http://familyguy-ir.blogfa.com/post-30.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>مهجوریت تجربه ایران</title>
<link>http://familyguy-ir.blogfa.com/post-29.aspx</link>
<description>۱.   گسترش مسلمانان در کشورهای غربی و تحلیل هایی که در مورد آینده اروپا بواسطه این تغییر جمعیتی می تونه صورت بگیره، به مفهوم &quot;شریعت&quot; برجستگی ویژه ای داده. در این میان آنچه باعث تاسفه مهجورماندن تجربه ایران در این مورده.  من نمی دونم تا چه اندازه تفاوت مذهبی امکان تبادل تجربه رو در این مورد فراهم می کنه اما به هر حال تجربه &quot;جمهوری اسلامی&quot; در ایران در مورد قوانین اسلامی و  شکل گیری نگرش های اصلاح طلبانه در این مورد براساس این تجربه می تونه درس هایی رو برای بقیه مسلمانان داشته باشه. ایران می تونست &quot;صادرکننده&quot; یه سری چیزا به دنیا باشه؛ اما همه چیز در سایه یک سیستم بسته قرار گرفته. ایران و ارتباطش با دنیای بیرون موضوع مهمی برای بررسیه. 
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;۲. تصویری که از حزب الله لبنان در رسانه های غربی ارائه می شه و در اون ارتباط ایران و حزب الله لبنان برجسته می شه مانعی برای قضاوت منطقی در مورد شرایط لبنان برای بیننده غربی ایجاد می کنه. فارغ از اینکه سیاست های حزب الله لبنان تا چه اندازه درست و منطقیه، تحلیل در مورد کاون باید براساس فضای داخلی این کشور صورت بگیره. البته بدون شک پارامترهای بین المللی هم تاثیرگذاره. اما با توجه به تصویر منفی که در حال حاضر از ایران وجود داره عملن برجسته کردن پارامتری مانند ایران ، اون هم صرفن با تاکید بر اینکه حزب الله، گروه نظامی است که از طرف ایران حمایت می شه، مخدوش کننده رسیدن به یک تصویر درست از واقعیت سیاسی لبنانه. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;۳. به نظر شما اگر یکی از من بپرسه که ایران آیا به دنبال سلاح هسته ای است یا نه، یا بپرسه آیا ایران به شورش ها در عراق کمک می کنه، من چه جوابی باید بدم؟&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 14 May 2008 03:55:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=familyguy-ir&amp;postid=29</comments>
<dc:creator>familyguy-ir</dc:creator>
<guid>http://familyguy-ir.blogfa.com/post-29.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>پارک زنان</title>
<link>http://familyguy-ir.blogfa.com/post-28.aspx</link>
<description>۱- خبر افتتاح اولین پارک زنان رو خوندم. در همون گزارش روزنامه اعتماد مشخص بود که نظرات مختلفی نسبت به اینگونه جداسازی ها در میان خانم ها وجود داره. بد نیست در اینجا اشاره ای کنم به صحبت های یک خانم مسلمان که هفته گذشته در یک کنفرانس شنیدم. این خانم Zarqa Nawaz (ببخشید نتونستم بفهم املای اسمش به عربی چی جوریه!) نام داشت.  یک تهیه کننده و نویسنده تلویزیونی که یک سریال رو با با نام &quot;&lt;A href=&quot;http://www.cbc.ca/littlemosque/&quot; target=_blank&gt;مسجد کوچک در پرایری&lt;/A&gt;&quot; برای تلویزیون کانادا ساخته.  او در صحبت هاش به ماجرای جالبی در مورد مسجد شهرشون در یکی از ایالت های کانادا اشاره کرد. در یک مقطعی به  دستور یکی از کسانی که به عنوان امام از عربستان به این مسجد فرستاده شده بوده، مکان نماز زنان از مردان بوسیله یک پرده جدا می شه. شرایطی که در کشور خودمون هست. تا قبل از اون زنان در پشت سر مردان در یک مکان نماز می خوندن. به هر حال این خانم در اون زمان اعتراض هایی رو به این تصمیم می کنه و بقیه ماجرا. یک فیلم مستند با نام &lt;A href=&quot;http://www.youtube.com/watch?v=MPgQtDB318Y&quot; target=_blank&gt;&quot;من و مسجد&quot;&lt;/A&gt; توسط این خانم ساخته شده که در اون سعی کرده به بررسی ریشه های این تفسیرهای &quot;مردانه&quot; از دین بپردازه. 
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;۲- در پیگیری اتفاقاتی که در لبنان داره می افته بررسی نقش و جایگاه ارتش این کشور در میانه این منازعات و درگیرهای سیاسی و نظامی می تونه جالب باشه.  &lt;BR&gt;پس از اینکه دولت سینیوره حکم به برکناری فرمانده امنیتی فرودگاه و همچنین برچیده شدن سیستم های مخابراتی حزب الله می ده، ارتش فرمانده امنیتی رو در جایگاه خودش ابقا می کنه و در مورد برچیده شدن سیستم های مخابراتی هرچند در ابتدا اعلام می کنه که خودش با حزب الله تبه وافق می رسه اما نهایتا حذف این مصوبه رو به تصمیم دولت منوط می کنه. در درگیری هایی هم که میان گروه های طرفدار دولت و مخالف دولت روی می ده عملا ارتش به عنوان یک میانجی وارد عمل می شه تا کنترل اوضاع رو در اختیار بگیره و مانع گسترش درگیری ها بشه.&lt;BR&gt;من شناخت خاصی از شرایط سیاسی و امنیتی لبنان ندارم ولی به نظر می رسه ساختار ارتش و نوع ارتباطش با دولت جالب و ویژه باشه. شایدم ویژگی خاصی این ارتش نداشته باشه و چون ما در کشور خودمون یک شرایط خاصی رو تجربه می کنیم نوع رفتار ارتش لبنان ،در کشوری که ظرفیت زیادی برای جنگ داخلی داره، کمی به نظر من خاص می رسه.&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 12 May 2008 05:10:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=familyguy-ir&amp;postid=28</comments>
<dc:creator>familyguy-ir</dc:creator>
<guid>http://familyguy-ir.blogfa.com/post-28.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>تکثر در تفسیر</title>
<link>http://familyguy-ir.blogfa.com/post-27.aspx</link>
<description>وقتی آدم با تفسیرها، برداشت و تحلیل های مختلف از سخنان پیامبر اسلام در همون سال های ابتدایی پس از رحلت ایشون که به شکل گیری جریان های مختلفی در درون اسلام انجامیده، مواجه می شه، گاهی به این سوال می رسه که آخه چی جوری می شه که مسلمانانی که در اون زمان بودن و خودشون شاهدی بر بسیاری از ماجراها، به چنین برداشت های مختلف و متناقضی از پیامبر می رسن. به نظر من همین اتفاقاتی که در روزهای اخیر پس از سخنان آقای خاتمی در مورد نظر امام خمینی در مورد صدور انقلاب روی داد یا مدتی قبل پس از سخنان آیت الله صانعی، گواهی است بر چگونگی شکل گیری تفسیرها و جریان های مختلف سیاسی بر مبنای دیدگاه های یک فرد واحد. من کاری به اینکه کدوم تفسیر درسته ندارم. نفس شکل گیری این تفسیرها مهمه. ممکنه تفسیر برخی اصلاح طلبان از دیدگاه امام خمینی در مورد جمهوری یا صدور انقلاب یا موضوعات مناقشه برانگیز دیگر با دیدگاه اون مغایر باشه ولی به هر حال این تفسیرها توسط عده ای طرح شده و تا سال های آینده به عنوان بخشی از هویت سیاسی یک سری از جریان های سیاسی کشورمون به حیاتش ادامه خواهد داد. این واقعیتی غیر قابل اجتناب در سیستم بشری است که تعدد و تکثر اندیشه ها و جریان ها را به دنبال می آره.   
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 11 May 2008 15:44:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=familyguy-ir&amp;postid=27</comments>
<dc:creator>familyguy-ir</dc:creator>
<guid>http://familyguy-ir.blogfa.com/post-27.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>اوباما و اسرائیل</title>
<link>http://familyguy-ir.blogfa.com/post-26.aspx</link>
<description>  
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&quot;Our job is to rebuild the road to real peace and lasting security throughout the region. That effort begins with a clear and strong commitment to the security of Israel: Our strongest ally in the region and its only established democracy. That will always be my starting point.&quot; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;برای افرادی مثل من که بدنبال این هستن که بدونن شعار &quot;change&quot; باراک اوباما، کاندیدای ریاست جمهوری آمریکا، چه تاثیری بر سیاست خارجی این کشور، مخصوصا در منطقه خاورمیانه، خواهد داشت، خوندن &lt;A href=&quot;http://usliberals.about.com/od/extraordinaryspeeches/a/ObamaIsrael_2.htm&quot; target=_blank&gt;سخنرانی&lt;/A&gt; او در مارچ سال گذشته در American Israel Public Affairs Committee (AIPAC) تا حد زیادی ناامیدوارکننده بنظر می رسه. هر چند در این سخنرانی، از گفتمان جنگ محور جورج بوش خبری نیست، اما این تنها دلیلی نمی تونه باشه که یک نگاه خوشبینانه را نسبت به آینده سیاست خارجی آمریکا در خاورمیانه ایجاد کنه. با این وجود به نظر می رسه تنها با درنظرگرفتن اون سخنرانی نشه به یک قضاوت صحیح در مورد نگرش اوباما نسبت به خاورمیانه و بطور خاص منازعه فلسطین و اسرائیل دست یافت.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &quot;آیا اوباما به اندازه دیگر کاندیداها نسبت به اسرائیل دوستی و وفاداری دارد؟&quot; سوالی که &lt;A href=&quot;http://www.haaretz.com/hasen/pages/rosnerBlog.jhtml?itemNo=832667&amp;contrassID=25&amp;subContrassID=0&amp;sbSubContrassID=1&amp;listSrc=Y&amp;art=1&quot; target=_blank&gt;نویسنده روزنامه هاآرتص چاپ اسرائیل&lt;/A&gt; طرح می کنه، نشون می ده که قضاوت در مورد نسبت اوباما و اسرائیل برخلاف دیگر کاندیداها با هاله ای از ابهام و تردید همراهه. این بی اعتمادی نسبت به اوباما در &quot;&lt;A href=&quot;http://www.haaretz.com/hasen/pages/rosnerPage.jhtml&quot; target=_blank&gt;فاکتور اسرائیل&lt;/A&gt;&quot; به خوبی خودش رو نشون می ده. فاکتور اسرائیل که توسط پنلی از کارشناسان اسرائیلی به کاندیداهای ریاست جمهوری نسبت داده شده، نشان دهنده اینه که تا چه اندازه حضور هر کدام از این افراد در جایگاه ریاست جمهوری آمریکا می تونه به نفع یا به ضرر اسرائیل باشه. در میان سه نامزد باقیمانده، جان مک کین ۷.۷۵ (از ۱۰) ،هیلاری کلینتون ۷.۵ و باراک اوباما ۵.۱۲ رو کسب کرده اند.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;اما مشکل اوباما از دید اعضای این پنل چیست؟ با توجه به جدول زیر، مهم ترین دلایل نمره پایین اوباما به &quot;نداشتن تجربه کافی در مورد مسائل خاورمیانه&quot; و &quot;نداشتن سابقه کافی برای قضاوت کردن در مورد میزان دوستی اش با اسرائیل&quot; برمی گرده ( به عنوان مثال حضور کوتاه مدت او در سنای آمریکا این امکان رو نمی ده که براساس رای او به قوانینی که به دو کشور مربوط می شده، بتوان در موردش قضاوت کرد).  همچنین موضع او در مورد ایران نیز باعث نگرانی اعضای پنل شده. نکته جالب اینجاست که در میان نقل قول های ذکرشده از اوباما در مورد اسرائیل در سایت مربوط به رده بندی کاندیداها، هیچ نشانی از نوعی طرفداری یا جانبداری نسبت به فلسطینیان دیده نمی شه. در حالیکه در مورد جان کری، نامزد دموکرات ها در دور قبلی انتخابات ریاست جمهوری که رقیب جورج بوش بود، و یکی از پایین ترین نمرات را در این رده بندی داره، جملاتی نقل شده که در آنها تعبیر &quot;فلسطینی های بی گناه&quot; بکار رفته و همچنین از ساخت دیوار حائل انتقاد شده است.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;IMG alt=dsdsd hspace=0 src=&quot;http://i29.tinypic.com/33xu83k.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; بگذارید به پاسخی برای این سوال فکر کنیم که ما از اوباما به عنوان کاندیدایی که از تغییر سخن می گه چه انتظاری می تونیم در مورد منازعه فلسطین و اسرائیل داشته باشیم؟ به نظر می رسه با توجه به واقعیت سیاست داخلی و خارجی آمریکا و قدرت لابی اسرائیل در این کشور (برای آشنایی با لابی اسرائیل در آمریکا رچوع شود به مطلب ترجمه شده توسط مهندس میثمی در نشریه &lt;A href=&quot;http://www.meisami.com/@oldsite/Cheshm/Special/Iraq/001.htm&quot; target=_blank&gt;چشم انداز ایران&lt;/A&gt;)  و نیز نیاز دموکرات ها به کمک های مالی یهودی ها، تحقق این انتظار که یک نامزد ریاست جمهوری آمریکا که برای پیروزی تلاش می کنه از &quot;اتحاد آمریکا با اسرائیل&quot; و &quot;تعهد آمریکا نسبت به برقراری امنیت در اسرائیل&quot; سخن نگه غیرقابل تحققه. البته شاید نفس این احساس تعهد که به تلاش آمریکا برای میانجی گری منتهی می شه خیلی بد هم نباشه. مشکل اونجا ایجاد می شه که این میانجی گری با عدم توجه به دغدغه ها و واقعیت های موجود در طرف فلسطینی همراه بشه. این نکته رو هم نباید از نظر دور داشت که همه روسای جمهور آمریکا باعث رضایت اسرائیلی ها نشدن و اونها رو ناامید هم کردن.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;بهرحال همانطور که در فضای سیاسی کشور خودمون، برچسب &quot;ضد اسرائیلی بودن&quot; در یک چارچوب خیلی تنگ و محدود تعریف می شه، به نظر می رسه در فضای سیاسی آمریکا هم کاربرد برچسب &quot;طرفدار اسرائیل&quot; دارای معنای بسیار باریکی باشه. بدین معنی که براحتی هر کسی می تونه در آمریکا متهم به این بشه که موضعی &quot;ضد اسرائیلی&quot; رو اتخاذ کرده. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt; اوباما در جایی از نقش &quot;لابی ها&quot; در آمریکا انتقاد می کنه؛ آیا خودش بخاطر قدرت لابی اسرائیله که حاضر نیست موضعی نسبتا میانه در مورد فلسطین و اسرائیل اتخاذ کنه؟ آیا فضای سیاسی آمریکا اجازه نمی ده که یک کاندیدا ریسک حمایت تلویحی از فلسطینی ها را در هنگام سخن گفتن از سیاست خارجی بپذیره؟ الیته می شه این سوال رو هم مدنظر داشت که موضوع اسرائیل و فلسطین چقدر برای رای دهندگان آمریکایی ارزش داره که یک کاندیدا بخواد بخاطرش هزینه پرداخت کنه و بخشی از حمایت های حزبی رو از دست بده؟ هنگامی که به سخنرانی تحسین برانگیز اوباما در مورد نژادپرستی نگاه می کنیم، این سوال شکل می گیره که چرا فردی که قادره به مسئله نژادپرستی بین دو گروه سفیدپوستان و رنگین پوستان به این شکل نگاه کنه، نمی تونه حامل تحلیلی در مورد فلسطین و اسرائیل باشه که نگرانی ها و دغدغه های فلسطینی ها رو هم در نظر بگیره؟آیا اوباما دیدگاه های واقعی خودش را نسبت به مسئله فلسطین و اسرائیل پنهان می کنه؟ آیا مواضع او در مورد اسرائیلی ها شباهت هایی به موضع او نسبت به مسئله نفتا داره؟ در مورد نفتا هم درز کردن این خبر از طرف دولت کانادا که یکی از مشاوران اوباما به آنها اعلام کرده که موضع اوباما نسبت به این پیمان اقتصادی تنها جنبه ای سیاسی و تبلیغاتی داره تا یک برنامه اقتصادی، باعث تردید در صداقت اوباما در مورد مواضعش شد و شکستش رو با اختلاف نسبتا قابل توجه در اوهایو بدنبال آورد. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;تردید در مورد واقعی بودن مواضع فعلی اوباما در مورد اسرائیل به ارتباطات گذشته او برمی گرده. یکی از فعالان ضداسرائیلی Ali Abunimah در &lt;A href=&quot;http://electronicintifada.net/v2/article6619.shtml&quot; target=_blank&gt;مطلبی&lt;/A&gt; از مواضع انتقادی او در گذشته نسبت به سیاست خارجی آمریکا در مورد اسرائیل خبر می ده و عکسی از اوباما رو در کنار ادوارد سعید، روشنفکر و زبانشناس معروف آمریکایی که به خاطر نگرش انتقادی اش نسبت به اسرائیل شهرت داشت و در سال ۲۰۰۳ فوت کرد، در سایتش قرار می ده. اشاره به &quot;دوستان ضد اسرائیلی&quot; اوباما یکی از مهم ترین دلایل منتقدان و مخالفانش در اثبات اینه که اون به اندازه کافی دوست اسرائیل نیست. از نظر نیابد دور داشت که سخنرانی که در ابتدای این مقاله به آن اشاره شد آنچنان هم مورد تایید همه هواداران اسرائیل قرار نگرفته (&lt;A href=&quot;http://www.americanthinker.com/2007/03/barack_obama_and_israel_1.html&quot; target=_blank&gt;نگاه کنید به اوباما و اسرائیل&lt;/A&gt;). هر چند در تحلیل این نوع واکنش ها نسبت به سخنان اوباما، نباید تلاش برای تضعیف او در مقابل دیگر کاندیداها را هم از نظر دور داشت.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;در جایی از قول امام جماعت سابق مسجد واشنگتن که محمد العاصی نام داره خوندم که گفته بود اوباما توطئه صهیونیست ها برای سرکوب مسلمانان با جلب حمایت سیاهان آمریکاست. از این تئوری های توطئه محور که بگذریم، براساس مطالب ذکرشده در بالا، هرچند قضاوت کردن در مورد آینده سیاست خارجی آمریکا در صورت انتخاب اوباما به ریاست جمهوری تا حدودی مبهم به نظر می رسه، می شه تاحدی امیدوار بود که نگرش اوباما کمک کنه تا سیاست خارجی آمریکا بر مبنای واقعیت های منطقه خاورمیانه شکل بگیره. البته لزوما این واقعیت ها درست و صحیح نیستند، اما بهرحال وجود دارند و عدم توجه به اونها باعث می شه که شرایط منطقه پیچیده تر بشه. درسته که مواضع فعلی اوباما بیشتر در جهت جلب حمایت لابی اسرائیله، اما بهرحال سابقه اوباما نشون می ده که بواسطه ارتباطاتش، با دغدغه های دیگر جریان های فعال در خاورمیانه ناآشنا نیست. &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 23 Mar 2008 18:46:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=familyguy-ir&amp;postid=26</comments>
<dc:creator>familyguy-ir</dc:creator>
<guid>http://familyguy-ir.blogfa.com/post-26.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>انتخابات Election</title>
<link>http://familyguy-ir.blogfa.com/post-25.aspx</link>
<description>
(لطفا مطلب بعدی رو هم که در مورد فلسطینه بخونید)&lt;p /&gt;
&lt;p&gt;در آستانه انتخابات پارلمانی در پاکستان، بی نظیر بوتو به کشور برمی گردد. تلاش های مشرف برای جلوگیری از بازگشت نوازشریف ناکام می ماند. وضعیت فوق العاده در پاکستان اعلام می شود. وضعیت فوق العاده لغو می شود. بی نظیر بوتو ترور می شود. دو حزب مخالف مشرف پیروز انتخابات می شوند . آنها اولین تلاش های خود را برای تضعیف جایگاه رئیس جمهور، با رسیدن به یک توافق در مورد بازگشت قاضیان برکنارشده توسط مشرف شروع می کنند. &lt;/p&gt;
&lt;p /&gt;
&lt;p&gt;در انتخابات ریاست جمهوری کنیا، نامزد حزب مخالف دولت فعلی را متم به دستکاری در انتخابات می کند. حشونت ها شروع می شود و تعداد بسیاری در درگیری بین طرفداران رئیس جمهور فعلی و رهبر حزب مخالف کشته می شوند. با دخالت نهادهای بین المللی و افرادی چون کوفی عنان آرامش به کنیا باز می گردد و دو حزب تصمیم به تشکیل یک دولت ائتلافی می گیرند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در انتخابات ریاست جمهوری ارمنستان در بهمن ماه، طرفداران یکی از کاندیداها در اعتراض به تقلب و دخالت دولت در انتخابات، در میدان آزادی ایروان تجمع کردند. با اعلام حالت فوق العاده و حمله نیروهای نظامی به تجمع کنندگان تعدادی از مخالفان کشته شدند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;حزب عدالت و توسعه نمی تواند رای مجلس را برای ریاست جمهوری عبدالله گل بگیرد. ارتش نسبت به تهدید پایه های غیردینی حکومت هشدار می دهد. مجلس منحل و انتخابات مجدد پارلمانی برگزار می شود. حزب عدالت و توسعه اکثریت بیشتری را کسب می کند و فرد مورد نظر خودش را به جایگاه ریاست جمهوری می فرستد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;هوگو چاوز تصمیم می گیرد تغییر قانون اساسی را برای اگر اشتباه نکنم طولانی کردن دوران ریاست جمهوری اش به رفراندوم بگذارد. رفراندوم توسط دولت چاوز برگزار می شود و رای نمی آورد. چاوز نتیجه انتخابات را می پذیرد و از درخواستش عقب نشینی می کند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در انتخابات ریاست جمهوری روسیه، مدودف که مورد حمایت پوتین است، رئیس جمهور روسیه می شود.  شرایط انتخابات، غیررقابتی و مغایر با انتخابات آزاد گزارش می شود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در ایران، از مدت ها قبل پیش بینی می شود که هیات های اجرایی به ردصلاحیت گسترده دست خواهند زد و شورای نگهبان به صورت قطره چکانی تعدادی را تایید صلاحیت خواهد کرد. تقریبا همین اتفاق می افتد. با این تفاوت که شورای نگهبان خیلی هم نقش منجی اصلاح طلبان را بازی نمی کند و تنها در روند تایید صلاحیت ها یک شوی آماری را به نمایش می گذارد. اصلاح طلبان در سایت های اینترنتی و روزنامه ها مقاله می نویسند و از &quot;فاجعه&quot; بودن رد صلاحیت ها سخن می گویند. نهایتن هم تصمیم بر این گرفته می شود که در حدود یک سوم کرسی ها که امکان رقابت وجود دارد اصلاح طلبان حضور داشته باشند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;آنچه در بالا فهرست شد، وقایعی بود که در همین چند ماهه اخیر در برخی کشورها با محوریت موضوع انتخابات روی داده است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در مورد پاکستان با وجود اینکه التهاب سیاسی در این کشور هنوز هم بواسطه شرایط خاصش ادامه خواهد داشت، اما احزاب مخالف دولت پس از یک سری خشونت ها توانستند به آنجه می خواستند برسند. در کنیا هم خطای دولت در تقلب به یک بحران خشن انجامید که نهایتا به یک توافق ختم شد و حزب مخالف توانست بخشی از حقی رو که ادعا می کرد کسب کنه.  در ارمنستان مخالفان بواسطه سرکوب نظامی نتوانستند چیزی بدست بیارن. در  ترکیه، حزب عدالت و توسعه توانست مشکلی رو که با اون روبرو بود بواسطه پروسه سیاسی تعریف شده در نظام ترکیه حل کنه.  در ونزوئلا، دولت بازنده رفراندوم شد و مخالفان پیروز شدند. در روسیه هر چند انتخاباتی با حرف و حدیث فراوان برگزار شد اما به نظر می رسه واقعیتِ &quot;پوتین محبوب&quot; در روسیه خیلی جایی برای اعتراض و اثرگذاری محالفان باقی نگذاشت. اما در ایران ...&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در ایران نه گونه ای از اعتراض جدی شکل می گیره، نه خشونتی اتفاق می افته و نه نظام سیاسی این ظرفیت رو داره که به مخالفان و کسانی که اعتقاد دارن حقشون ضایع شده امکان رسیدن به خواستشون رو بده. در نهایت این تنها حکومته که تعیین کننده بازی سیاست هستش و مخالفان هیچ ابزار مشخصی برای تحمیل خواسته شون ندارن. حتی جدی ترین حرکت اعتراضی که در کشور ما در مقطع انتخابات شکل گرفته، تحصن نمایندگانی در داخل خود حکومت بوده. هر چند بی نتیجه بوده اما بدون شک می شه اون رو یک حرکت مهم و روبه جلو دونست. &lt;/p&gt;
&lt;p&gt;واقعن چرا سیاست در ایران، اینقدر خستگی، ملال آوری، بی چشم اندازی و سردرگمی رو برای همه دموکراسی خواهان و اصلاح طلبان می آره؟ تقصیره حکومته؟ که هست. تقصیره سیاستمدارانه؟ که هست. تقصیر مردمه؟ که هست. تقصیر فرهنگه؟ تقصیر نفته؟ خب. قطعا همه اش هست. &lt;/p&gt;
&lt;p&gt;اینهمه مقصر، اونوقت انتظار دارین آدم دچار سردرگمی و سرگیجه نشه برای راه حل پیدا کردن! اونم یک راه حلی که مثل هیچ کدوم از مثال هایی که در ابتدای مطلب اومد نباشه. به این امید که یک دموکراسی پایدار شکل بگیره. فعلا مجبوریم با همین چیزا دل خودمون رو خوش کنیم. &lt;/p&gt;</description>
<pubDate>Wed, 12 Mar 2008 02:48:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=familyguy-ir&amp;postid=25</comments>
<dc:creator>familyguy-ir</dc:creator>
<guid>http://familyguy-ir.blogfa.com/post-25.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>فلسطین و اسرائیل     Palestine and Israel</title>
<link>http://familyguy-ir.blogfa.com/post-24.aspx</link>
<description>
مسئله اسرائیل و فلسطین حقیقتن تبدیل شده به یک مساله خسته کننده برای جهان که معلوم نیست کی قراره براش راه حلی پیدا بشه. در واقع شاید راه حل های زیادی براش وجود داشته باشه اما معلوم نیست چه زمانی فضای حاکم بر دو طرف درگیر در ماجرا در کنار نقش پیش برنده و مثبت میانجی ها بتونه به اجرایی شدن یکی از این راه حل ها بیانجامه. 
&lt;p /&gt;
&lt;p&gt;با توجه به اتفاقاتی که اخیرن در غزه روی داد، تصمیم گرفتم در این مطلب به نکته ای اشاره کنم که هرچند ممکنه با توجه به نگرشی که ما نسبت به مسئله فلسطین داریم یک خرده برای دوستان غیرقابل قبول بنظر برسه اما از نظر من واقعیتی که باید بهش توجه کرد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;یکی از روش های مبارزاتی که فلسطینی ها مدت هاست دارن دنبال می کنن پرتاب موشک به سمت مناطق اسرائیلی هستش. ادعا می شه که تقریبا هر روز یک سری موشک توسط فلسطینی ها شلیک می شه. فکر می کنم با توجه به پایین بودن تکنولوژی این موشک ها، آنچنان خسارت چندانی به طرف اسرائیلی وارد نمی شه. در واقع به نظر می رسه هدف طرف فلسطینی هم فقط اینه که با پرتاب بی هدف موشک به سمت اسرائلی ها فضای رعب و وحشت پایداری رو در بین اونها ایجاد کنه و در واقع اونها رو همیشه نسبت به &quot;امنیت&quot; خودشون نگران نگه داره. این اعتقاد وجود داره که این نوع مبارزه نهایتا باعث عقب نشینی اسرائیلی ها خواهد شد. &lt;/p&gt;
&lt;p&gt;از اون طرف دولت اسرائیل بخاطر تامین امنیت خودش به نوار غزه حمله می کنه تا از طریق سرکوب نظامیان بتونه پرتاب موشک رو متوقف کنه. در این حملات مانند آنچه هفته گذشته روی داد تعداد قابل توجهی فلسطینی کشته می شن که بسیاری نقشی در پرتاب موشک ها نداشتن. در این شرایط بسیاری از کشورهای مسلمان واکنش نشون می دن و جنایات اسرائیل رو محکوم می کنن و برخی هم مانند رهبر کشور خودمون از بی عملی کشورهای مسلمان انتقاد می کنن و اونها رو به پیروی از خواست مردم خودشون دعوت می کنن.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;برای من قابل فهم نیست که چی جوری می شه از یک طرف از &quot;مبارزه&quot; یا &quot;مقاومت&quot; به عنوان تنها راه حل مسئله فلسطین دفاع بشه و از طرف دیگه هرگونه تلاش اسرائیل (به عنوان یک دولت و سیستم واقعا موجود، فارغ از همه حرف و حدیث ها در مورد اون) برای جلوگیری از تهدید امنیتش، به عنوان جنایت قلمداد بشه. نمی گم جنایت نمی شه. نوع برخوردشون خشن نیست. اما قرارم نیست که &quot;هویج&quot; باشن. بهرحال اگر روش &quot;مبارزه&quot; کارسازه و باید ادامه پیدا کنه پس طبیعی است که باید انتظار داشته باشیم که طرف مقابل هم واکنش نشون بده. اگر پیروزی هم قراره بدست بیاد از دل این کنش و واکنش هستش. قرار نیست که طرف فلسطینی مبارزه کنه برای حقش، طرف اسرائیلی هم بشینه نگاه کنه. &lt;/p&gt;
&lt;p&gt;ممکنه گفته بشه که روشی که فلسطینی ها برای گرفتن حقشون انتخاب می کنن بخودشون مربوطه. اشکال نداره ولی باید هزینه اش رو هم بدن و متناسب با اون هم باید از جامعه بین المللی انتظار حمایت داشته باشن. قطعا با توجه به شرایطی که فلسطینی ها دارن (بالای ۱۰۰ کشته فلسطینی در مقابل نمی دونم ۲، ۳ نفر اسرائیلی که قطعا مظلومیت زیادی براشون می آره) دلسوزی و ترحم بسیاری در دنیا برانگیخته می شه. اما شاید توی دنیا جریان هایی که می تونن تاثیر داشته باشن مثل حکومت ایران یا شاید بسیاری از مسلمانان فکر نمی کنن و به دو طرفه بودن ماجرا توجه دارن. همین هفته گذشته در عملیاتی که در اورشلیم انجام شد، ۸ دانش آموز یهودی کشته شدن. فلسطینی ها هم جشن و پایکوبی کردن بخاطر این عملیات. بهرحال فلسطینی ها کشته زیادی دادن و بایدم از این عملیات تلافی جویانه خوشحال باشن. اما دلیلی نداره که انتظار داشته باشن من یا خیلی آدمای دیگه که به موضوع فلسطین نگاه می کنن مثل اونا از دیدن عکسای جوانان کشته شده اسرائیلی خوشحال بشن. &lt;/p&gt;
&lt;p&gt;تا زمانی که دو طرف نتونن جایی برای حق طرف مقابلشون قائل بشن این نزاع همچنان ادامه خواهد داشت. &lt;/p&gt;</description>
<pubDate>Tue, 11 Mar 2008 03:35:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=familyguy-ir&amp;postid=24</comments>
<dc:creator>familyguy-ir</dc:creator>
<guid>http://familyguy-ir.blogfa.com/post-24.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>اخلاق و سیاست      Political Ethics</title>
<link>http://familyguy-ir.blogfa.com/post-22.aspx</link>
<description>
آخر هفته ای که گذشت درگیر یک کار تحقیقاتی گروهی بودم در مورد اخلاق و سیاست. این مساله همزمان شد با حضور در مراسمی که به مناسبت فوت آقای بورقانی در دانشگاه تورنتو برگزار شد و عده ای از کسانی که ایشون رو می شناختن در اونجا صحبت کردن. شناخته شده ترین این افراد اکبر گنجی و نیک آهنگ کوثر بودن. در مجموع مراسم خوبی بود. با توجه به اینکه همه افرادی که در مورد مرحوم بورقانی نوشتن به ویژگی های اخلاقی ایشون توجه ویژه ای داشتن من هم بد ندیدم به طور مختصر یک چند نکته ای رو در مورد اخلاق و سیاست بنویسم. 
&lt;p /&gt;
&lt;p&gt; کار تحقیقاتی که انجام دادیم بر روی مفهومی در اخلاق سیاسی بود با نام Political Integrity. خود کلمه Integrity از مفاهیم مهم در عرصه اخلاق هستش که در زمینه های مختلف از جمله سیاست قابل تعریف و شناسایی هستش. می شه اون رو این جوری تعریف کرد که &quot;صادق بودن اما همراه با درنظر گرفتن دغدغه های انسانی&quot;. در واقع نوعی &quot;جامع نگری&quot; و &quot;کلی دیدن&quot; در تعریف Integrity مد نظر هستش. آیا همیشه باید راست گفت؟ یا یک سری دغدغه ها و نگرانی ها می تونه باعث بشه راست نگفتن و صادق نبودن ارزش پیدا کنه؟&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;یک مثال برای این مفهوم در عرصه سیاست اینه که فرض کنید یک حزب سیاسی در زمان انتخابات یک قولی می ده و برنده می شه. بعد از انتخابات کارهای مطالعاتی نشون می ده که اجرایی شدن قول حزب تبعات منفی زیادی رو بدنبال می آره. اینجا حزب باید چی کار کنه؟ به قولش عمل کنه و &quot;صداقت&quot; خودش رو اثبات کنه یا اعلام کنه که اشتباه کرده و قول درستی نداده؟ اگر حزب با وجود اگاهی از تبعات منفی سیاستش اون رو اجرایی کنه و به نظرات اعتنا نکنه می شه گفت Integrity رو زیر پا گذاشته.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;با در نظرگرفتن این مقدمه اگر به عرصه سیاسی ایران نگاه کنیم می شه مثال های متعددی رو پیدا کرد که سیاستمداران ایرانی در چنین موقعیت های اخلاقی قرار گرفته اند. به بیان دیگر شاید ویژگی های خاص سیاست در ایران به تناوب چنین موقعیت هایی رو برای سیاستمداران ایرانی ایجاد می کنه. یک مثال بارزش موضوع &quot;شرکت در قدرت&quot; است. به قبل از انقلاب هم اگر برگردیم می تونیم به مثال های جالبی برسیم. منصور در ابتدای دوران نخست وزیری اش تصمیم می گیره که نیروهای ملی رو که از عرصه قدرت خارج بودن به حضور در کابینه خودش تشویق کنه و در واقع با اونا کابینه ائتلافی تشکیل بده. در نهایت تلاش هاش به نتیجه نمی رسه و ملی ها پاسخ منفی به دعوت او می دن. عباس میلانی در کتاب &quot;معمای هویدا&quot; این سوال رو طرح می کنه که اگر نیروهای ملی در اون زمان پذیرفته بودن در قدرت سهیم بشن روند سیاست در ایران چه تغییری می کرد و به چه سمتی پیش می رفت؟&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;به زمان حال هم اگر برگردیم می شه مرحوم بورقانی رو مثال زد. آقای بورقانی بعد از ۱ سال و اندی معاونت مطبوعاتی وزارت ارشاد با این دغدغه اخلاقی که نمی تونه بپذیره که در جایگاه مسئولیت باشه اما برای بستن مطبوعات نتونه کاری بکنه از مقام خودش استعفا می ده. از اون طرف می شه با طرح یک سری دغدغه اخلاقی از موندن در جایگاه قدرت دفاع کرد. در چنین شرایطی چه تصمیمی درسته؟&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;اما توی این چند روزه که داشتم در کتابخانه دنبال منبع برای موضوع تحقیق می گشتم از تعدد کتاب های نوشته شده در مورد اخلاق و سیاست تعجب کردم. چقدر جامع و زیبا به همه جوانب اخلاقی فرایندهای سیاسی و رفتار فردی سیاستمداران در این کارهای تحقیقاتی توجه شده بود. در فضای رسانه ای و روزنامه ای هم موضوع اخلاق سیاسی یکی از دغدغه های مهمه و نقد سیاستمداران از این زاویه به وفور دیده می شه. دولت و نهادهای مختلف هم تلاش می کنند از طریق طرح ها و قوانین هر چه بیشتر سیستم رو اخلاقی کنن و اصلاح کنن؛چون کسی در اینجا ادعا نداره که &quot;بهترین حکومت&quot; و &quot;بهترین دولتمداران&quot; رو داره.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در پایان نوشته بد نیست به یکی از مهم ترین چالش هایی که سیاستمداران و دولت ها با اون روبرو هستن اشاره کرد یعنی &quot;عمل کردن به قول ها و وعده های انتخاباتی&quot;. به چالش کشیدن سیاستمداران از این زاویه خیلی هم سخت نیست. یک جدول از وعده ها و مشخص کردن اونایی که عملی شده و اونایی که عملی نشده. حالا بذارید به کشور خودمون نگاه کنیم. &lt;/p&gt;
&lt;p&gt;اول اینکه در کشور ما خیلی ببخشید حرف مفت زیاده. یعنی یک مجموعه ای می آد می گه من &quot;ژاپن اسلامی&quot; می سازم. تاج زاده مشابه سیاستمدارن اینجا صدبار این حرف رو تکرار می کنه و از اون بر علیه طرف مقابل استفاده می کنه. چون بهرحال یک حرفی زده و باید پاسخگو باشه. اما خب ممکنه من فکر کنم چون &quot;حرف مفت&quot; در کشور ما زیاد زده می شه شاید لزومی به جدی گرفتن این حرفا نباشه. &lt;/p&gt;
&lt;p&gt;دوم اینکه اصلا سیستم ما &quot;قول بردار&quot; نیست. دولت می تونه با بهانه های مختلف از پاسخگویی فرار کنه و مسئولیت نپذیره یا به بیان بهتر عملی نشدن قولاش رو به دیگر نهادهای تاثیرگذار دیگه که در حوزه اختیارش نیستن نسبت بده. کاری که احمدی نژاد می کنه و حتی در آخرین سخنرانی اش در ۲۲ بهمن هم از این جور حرفا زد. شرایطی که در زمان اصلاحات وجود داشت و به &quot;تدارکاتچی بودن&quot; تعبیر شد. حالا اینکه کی داره راست می گه یا چقدر راست می گه محل بحث نیست. شایدم تعبیر راست و دروغ در اینجا خیلی مناسب نباشه، چون بهرحال اینکه سیستم حکومتی ما این ضعف رو داره غیر قابل انکاره.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;و سوم اینکه در عصر ارتباطات و اطلاعات در کشور ما خود قول انکار می شه و قول دهنده موضوع قول رو زیر سوال می بره. کاری که احمدی نژاد در مصاحبه با الجزیره کرد و ادعا کرد که در مقایسه با بقیه نامزدهای انتخاباتی کمترین وعده انتخاباتی رو داده. &lt;/p&gt;
&lt;p&gt;موضوع اخلاق و سیاست از اون موضوعات جالبه که در موردش می شه خیلی نکات جالبی رو طرح کرد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;تا بعد، خدانگهدار&lt;/p&gt;</description>
<pubDate>Wed, 13 Feb 2008 04:27:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=familyguy-ir&amp;postid=22</comments>
<dc:creator>familyguy-ir</dc:creator>
<guid>http://familyguy-ir.blogfa.com/post-22.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>زیبایی و لبخند        Beauty and Smile</title>
<link>http://familyguy-ir.blogfa.com/post-23.aspx</link>
<description>
۱- در صفحه اول سایت دانشگاه به یک مطلبی برخوردم با عنوان &quot;زیبایی چیست؟&quot; که توضیحی بود بر فعالیت های تحقیقاتی یکی از اساتید فلسفه دانشگاه در مورد تعریف زیبایی در انسان. در واقع این استاد دانشگاه می خواد به این نتیجه برسه که وقتی ما صفت &quot;زیبا&quot; رو برای &quot;یک دختر&quot; یا &quot;یک پیرزن&quot; یا &quot;یک بچه&quot; بکار می بریم آیا در هر سه حالت داریم به یک ویژگی مشترک در مورد همه اونا اشاره می کنیم که اونا رو واجد صفت &quot;زیبا&quot; کرده یا تعابیر مختلفی مدنظرمونه. 
&lt;p /&gt;
&lt;p&gt;دیدن این مطلب منو به سمت طرح این موضوع کشاند که من فکر می کنم که بعضی حرفایی که ما بخصوص از موضع دین می زنیم و از بعضی محدودیت ها دفاع می کنیم از این جهته که با &quot;زیبایی&quot; مشکل داریم و می خواهیم ازش فرار کنیم. اونو چیز خطرناکی می دونیم که بخصوص اگر در بشریت تبلور پیدا کنه باید به هر شکلی راهی برای پنهان کردنش پیدا کنیم. می دونم که بحث به این سادگی ها نیست و من هم قصد نتیجه گیری خاصی ندارم. فقط به نظرم می رسه که اگر از این زاویه به برخی رفتارها و حرف های رایج نگاه کنیم نتیجه ای غیر از این نمی شه گرفت. &lt;/p&gt;
&lt;p&gt;۲- چند سال قبل یادم می آد یک مجله ای دیدم مال شرکت نفتی شل. نکته ای که در اون مجله برام جالب توجه بود و هنوز یادم مونده اینه که در میان آدم های مختلفی که عکسشون در اون مجله از ملیت های مختلف چاپ شده بود فقط یک یا دو تا از مسئولان ایرانی بودن که لبخند بر لب نداشتن و بقیه همه به قول معروف &quot;نیششون&quot; باز بود. یکی از اقوام در کانادا تعریف می کرد که بعد از گرفتن عکس تک نفره از همه اعضای خانواده، عکاس بهشون گفته که هیچکدوم از ۵ نفرتون توی عکس لبخند نزدین!&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;شاید موضوع مسخره ای بنظر برسه ولی خیلی برای من جالبه که ما چرا بلد نیستیم در عکس ها لبخند بزنیم! بهش فکر کنین!&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;اما از طرف دیگه اگر فیلم &quot;روز هشتم&quot; رو دیده باشین، یک جمله ای توی فیلم هست که نمی دونم به چه دلیلی توی ذهن من مونده که می گه &quot;لبخندتون مصنوعیه&quot;. اینجا یکی از چیزایی که برای همه جلب توجه می کنه نوع برخورد تقریبا اکثریت آدم هایی هست که به عنوان کارمند یا مسئول فروش با اونا طرف می شین. خوش برخورد و با حوصله. البته بعضی وقتها آدم هوس می کنه بهشون بگه &quot;لبخندتون مصنوعیه&quot;. با مسئول آموزش صحبت می کردم. معلوم بود که یک خورده از سوال های من خسته شده و توی دلش داره منو فحش می ده. اما به زحمت این لبخند رو بر روی لبش نگه داشته. &quot;خانم ببخشید لبخندتون مصنوعیه!&quot;&lt;/p&gt;</description>
<pubDate>Wed, 13 Feb 2008 02:49:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=familyguy-ir&amp;postid=23</comments>
<dc:creator>familyguy-ir</dc:creator>
<guid>http://familyguy-ir.blogfa.com/post-23.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>درباره سنتوری    About Santouri</title>
<link>http://familyguy-ir.blogfa.com/post-19.aspx</link>
<description>
&lt;font face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;داستان فیلم &quot;علی سنتوری&quot; داریوش مهرجویی رو که احتمالا همه دوستان شنیدن. اگر اشتباه نکنم این فیلم پس از کش و قوس فراوان توانست در جشنواره فیلم فجر اکران بشه و بعد از اون بر سر اکران عمومی این فیلم ماجراهای بسیاری پیش آمد. مهم ترین ایرادی که به فیلم گرفته شد و بازتاب رسانه ای پیدا کرد بر سرخواننده فیلم (محسن چاووشی) بود. گفته شد که صدای این خواننده مجوز نداره؛ برای &lt;font face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;همین&lt;/font&gt; کار به جایی رسید که بهرام رادان (بازیگر نقش علی سنتوری) ترانه ها رو دوباره خوند. اما این کارا هیچ فایده ای نداشت و نهایتا به فیلم اجازه اکران داده نشد.&lt;/font&gt; 
&lt;p /&gt;
&lt;p&gt;&lt;font face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;همانطور که قبل از این گفته بودم فیلم در چند سینمای آمریکا و کانادا در حال اکران است و من هم رفتم فیلم رو تماشا کردم.&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;font face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;با وجود اینکه فیلم سال گذشته در کنار فیلم &quot;اخراجی ها&quot; جزء فیلم های برتر جشنواره از دید تماشاگران شده&lt;/font&gt;&lt;font face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;؛ ولی به نظر من فیلم چیز خاصی نداشت. داستان فیلم خیلی ساده بود و هیچ پیچیدگی نداشت. این به نظر من مهم ترین دلیلی بود که باعث شد اون انتظاری رو که از فیلم داشتم برآورده نشه. البته اگر فیلم &quot;مهمان مامان&quot; مهرجویی رو دیده باشید اون هم واقعا داستان عجیبی نداشت. ولی بخاطر تنوع شخصیت های فیلم و کمدی اش خب فیلم بهتری از آب دراومده بود که از این چیزا در فیلم &quot;سنتوری&quot; خبری نبود. البته ممکنه از لحاظ کارگردانی و این بحث های فنی کسانی که صاحبنظر هستن بتونن ویژگی های برجسته ای در این فیلم ببینن. &lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;font face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;اما برای کسانی که فیلم رو ندیدن اولین سوالی که شکل می گیره و انتظار پاسخ براش دارن اینه که &quot;فیلم چی داشت که بهش اجازه اکران ندادن؟&quot; اگر فرض کنیم که نسخه ای از فیلم که ما دیدیم نسخه اصلی و بدون اصلاح فیلم باشه یک سری دیالوگ در فیلم بود که می تونسته حساسیت برانگیز باشه. یکی اشاره به اینکه این مملکت &quot;خشن&quot; همه رو معتاد می کنه و از این چیزا. دیگه برخورد مادر مذهبی علی که اون رو بر سر انتخاب بین &quot;ساز&quot; و &quot;خونه&quot; قرار داده بوده و نهایتا علی بخاطر سازش خونه رو ترک می کنه و یک سری حرف هایی که علی به مادرش می زنه و به نگاه مذهبی اش حمله می کنه. فکر کنم فقط همینا بود. البته من یادم می آد پارسال یک نقدی رو خوندم از یکی از منتقدینی که در روزنامه های محافظه کار می نویسه (فکر کنم فامیلش فراستی باشه) و اونجا گفته بود که این فیلم &quot;در دفاع از اعتیاده&quot; که من اصلا نفهیمدم براساس کجای این فیلم، به چنین نتیجه ای رسیده بود.&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;font face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;به بهانه این فیلم که در مورد اعتیاد بود دو نکته در مورد اعتیاد بگم. &lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;font face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;اول اینکه من جملاتی مشابه این رو زیاد از ایرانی ها شنیدم که &quot;جمهوری اسلامی خودش جوونا و مردم رو معتاد می کنه که بی خاصیت بشن و حال اعتراض کردن  و مخالفت کردن رو نداشته باشن&quot;. برای من هنوز هضم نشده که این تحلیل چه مبنایی داره. ممکنه گفته بشه که در وارد کردن و ترانزیت مواد مخدر یک سری افراد در درون خود سیستم نقش دارن. اگر این درست هم باشه باز من نمی تونم بفهم چرا باید اون رو به عنوان دلیلی برای نقل قولی که اول آوردم بپذیرم.&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;font face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;نکته دوم اینکه حتما همه شما شنیدید که &quot;ایران تریاکی ترین جامعه دنیاست&quot; (یک و نیم میلیون معتاد حرفه ای به اضافه سه و نیم میلیون مصرف کننده که احتمالا می شه گفت معتاد تفننی). در چرایی این موضوع یک &lt;a target=&quot;_blank&quot; href=&quot;http://news.gooya.com/society/archives/045568.php&quot;&gt;مقاله ای&lt;/a&gt; رو مدتی قبل از دکتر جلایی پور خوندم که لینکش رو برای شما هم می گذارم که مطالعه کنید. ولی برای کسانی که حوصله ندارن متن مقاله رو بخونن، خلاصه بگم که جلایی پور اعتقاد داره که دلایلی چون &quot;رشد جمعیت و ناتوانی در فراهم کردن شغل برای جوانان&quot;، &quot;تنش های جامعه مدرن&quot;، &quot;ممنوعیت الکل&quot;، افزایش فقر&quot;، &quot;ریشه ای و فرهنگی بودن مصرف مواد مخدر&quot;، &quot;همجواری با افغانستان&quot; و &quot;توطئه کشورهای متخاصم&quot; هیچ کدوم جزء دلایل موثر نیستن چون در کشورهای دیگه هم این اتفاقا افتاده ولی مثل ما با مشکل رشد اعتیاد مواجه نشدن. &lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;font face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;به اعتقاد جلایی پور &quot;سیاست های آرمانگرایانه غیرواقع بینانه دولتی&quot; عامل موثر بوده. نمونه های مشابه:&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;font face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;۱) &quot;روسپيگري پديده‌ مذمومي است و تحقق جامعه بدون روسپي آرماني مطلوب است. اما تاكنون با اتكا به همين آرمان گفته شده است چون روسپي‌گري نكوهيده و حرام است پس نبايد باشد. آيا اساسا در جهان جامعه‌اي هست كه روسپي نداشته باشد؟&quot;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;font face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;۲) &quot;جامعه بدون الكل، آرمان ديني وهدفي قابل دفاع است. اما در ايران معتقدند چون اين پديده مذموم است پس نبايد باشد. هيچ وقت در عرصه عمومي ايران امكان طرح اين بحث نبوده كه آيا سياست ريشه‌كني مشروبات الكلي در ايران به پايين آوردن مصرف آن كمك كرده است يا نه؟&quot;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;font face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;۳) &quot;اين آرمان كه جامعه اخلاقي و اسلامي بشود آرمان همه ما مسلمان‌هاست. اما در ايران هيچ وقت اين بحث را جدي نگرفته‌اند كه آيا ابزار بوروكراسي دولتي، ابزار مناسبي براي اسلامي كردن جامعه است؟&quot;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;به زودی: &quot;درباره فیلم پرسپولیس&quot;&lt;/p&gt;</description>
<pubDate>Tue, 05 Feb 2008 04:58:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=familyguy-ir&amp;postid=19</comments>
<dc:creator>familyguy-ir</dc:creator>
<guid>http://familyguy-ir.blogfa.com/post-19.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
